مدار صفر درجه
به نظرمن یکی از قشنگترین سریالهایی که به تازگی ازتلویزیون ایران پخش شد سریال مدار صفر درجه بود، من که از دیدن این سریال خیلی لذت می بردم هم از خود سریال و هم ازشعر و موسیقی متن آخر فیلم.
امشب می خوام شعر قشنگ آخر این فیلم رو تقدیم همه شما میهمانان عزیز گلاب خانوم بکنم، من این شعر رو خیلی دوست دارم، به نظر من دراین شعر معنای واقعی عشق خیلی قشنگ به تصویر کشیده شده
. شاعر شعر دکتر افشین یداالهیه که به نظرمن شاعر معرکیه.و اما شعر......
وقتی گريبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آنسوی یقین شاید کمی همکیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود
من عاشق چشمت شدم............